خاطره شروع ترم پنجم
کازرون- دانشگاه آزاد اسلامی- دانشکده پزشکی- شروع ترم پنجم :
با توجه به تاکیدات استاد بزرگ(دکتر ابراهیم پور) و متفکران و تصمیم گیرنده های عصر جدید (خانم ها) < البته شایان ذکر است که طبق گفته های دیگر افراد،در کلاس ورودی های بهمن 87 همیشه تصمیم گیرنده ها خانم ها هستند!!!حالا به دلایلی که بیانشون 100% به نفع آقایون کلاس نیست> که این بسی مایه خوشحالی و سرافرازی ما می باشد!!!![]()
خلاصه آقا همه کلاس به این نتیجه رسیدند که گفته های استاد بزرگ به نفعمان می باشد و همگی بار و بندیل را جمع کرده و به سمت دیار علمی مان عظیمت کرده و در آنجا سکنی گزیدیم!!!
کلاس انگل:
استاد: سلام و احوال پرسی... خلاصه بچه ها درس سنگینی هست از همین جلسه بکوب درس میدیم شما هم بکوب توجه کنین!!! ![]()
راستی کلاس شما آقا نداره؟؟؟!!!
دکترهای آینده: چرا استاد داره، حالا بودنشون چه فرقی واسه درس دادن شما داره؟؟؟!!!!![]()
استاد: هیچی خواستم بگم که چون درس سنگینی هست هر جلسه غیبت سر کلاس من دو جلسه حساب میشه!!!!!!![]()
دکترهای آینده: وای ی ی ننننننننهههههههههه استاد!!![]()
استاد: حالا اسماتون رو یه برگه بنویسین.
پس از اتمام کلاس : وای خدایا چقدر اسم انگل و قارچ...! این که روی میکرب هم کم کرده (به خدااااا!!!!)
اگه بخواد هر جلسه انقد درس بده و انقد اسم بگه که تا آخرش بیچاره میشیم!!!![]()
کلاس پاتو:
پس از تلاش های بسیار استاد برای راه اندازی لپ تاپ و پاور پوینت در این تلاش ناکام ماند و نهایتا نماینده اسبق!! به کمک ایشان شتافت که در این باره موضوعی باعث شگفت اینجانبان شد که متاسفانه در اینجا قابل ذکر نیست!!![]()
استاد:دیگه حتما از بچه ها در مورد پاتو شنیدید که چه درس سنگینی هست و توضیحات خود استاد...
دکترهای آینده:![]()
استاد:خیلی کار خوبی کردید که از همین اول اومدید چون حجم درس زیاد و ترم هم کوتاه هست و بدون کلاس جبرانی اصلا تا خرداد تموم نمیشه!! بچه ها امروز بعد از ظهر کلاس دارید؟؟
دکترهای آینده،یک صدا: ننننننخخخخخیر!!!
استاد:پس امروز عصر هم بیاین!!
دکترهای آینده:چشم!!!
استاد:1 کلاس جبرانی هم فردا صبح میزارم،بیاین
دکترهای آینده:چشم!!!
پیشنهاد یکی از دکترهای آینده(نمیگم کی!!): استاد میشه همه ی جبرانی ها رو این هفته بزارین؟؟؟!!!![]()
پایان کلاس،استاد: خب بچه ها همه ی درسها رو از همین اول بخونید که روی هم انباشته نشه، تا فصل 4 پیش رفتیم!!!
کلاس آناتومی:
استاد: سلام بچه ها؛ من ابراهیم پور هستم!!!
واقعا ممنون که برای حرف من احترام قائل شدید و تشریف آوردید!! البته همین که الان اومدید به نفع خود شما بوده.
امروز در مورد پایه و اصل آناتومی اندام صحبت میکنیم که توضیحاتمون تا آخر ترم به درس این جلسه برمیگرده!!! پس خوب گوش کنید که جلسات آینده به مشکل بر نخورید.در ضمن تکرار هم نمیشه!!!![]()
نیم ساعت پس از کلاس استاد خسته نیست؛ دکترها هم خسته نیستند!
1 ساعت پس از کلاس استاد خسته نیست!!!!!!!!!!!!
؛ دکترها هم خسته نیستند!!!![]()
۱/۵ساعت پس از کلاس دکترها به هیچ عنوان خسته نیستند!!!! اما استاد: بچه ها خسته نیستید؟؟؟!!!
دکی ها: نننننننننننههههههههههه!!!
استاد: عجیبه!!! ولی من خوابم میاد!!![]()
کلاس بعد از ظهر:
وای خدایا چقد عضله و شریان و عصب...!!
باور نکردنی بود استاد بزرگ 5/2 ساعت پشت سر هم درس داد!!!![]()
![]()
.
.
.
تا حالا ورودی ما هفته ای به این پر باری ندیده بود!! ما که چیزی احساس نکردیم ولی مثل اینکه در و دیوارهای کلاس بودند که فریاد میزدند کجایید ای نماینده آقایون؟؟!! کجایید ای آقای علوم پایه؟؟!! کجایید ای کامگار خان؟؟!! کجایید ای فرخنده(مدیر وبلاگ کلاس)؟؟!!و...