اندر این حکایت...

مردکی راچشم درد خاست. پیش بیطار رفت  که دوا کن.بیطار از انچه در چشم چارپای میکند در دیده او کشیده وکور شد.حکومت به داور بردند.گفت:برو هیچ تاوان نیست ;اگر این خر نبودی پیش بیطار نرفتی . مقصود ازین سخن انست  تابدانی که هر انکه را کار بزرگ فرماید با انکه ندامت برد بنزدیک خردمندان به خفت رای منسوب گردد.

ندهد هوشمند روشن رای//به فرومایه کارهای خطیر

بوریا باف اگر چه بافنده است//نبرندش به  کارگاه حریر

((گلستان سعدی-باب هفتم-حکایت چهاردهم))

بله این حکایت جامعه ماست که وقتی کسی مریض میشه به همه مراجعه میکنه الا به دکتر از بقال محله گرفته تا فال گیر و رمال ماشالابرای دارو گرفتن هم که مشکلی نیست ومثل بقیه جاهای دنیا به نسخه پزشک احتیاجی نیست (اقای معتمد میگفت فقط

 داروخونه های افغانستان وچندتا کشوردیگه در همین حد اینطوریه) حتی تو بقالی هم هر قرصی بخای داره, دیگه اخر سر که رو به موت و داره اشهدش رو میخونه یادش میاد که باید بره دکتر,اونوقت هم که به لقاالله پیوست یا یه بلای دیگه سرش اومد میگن این دکترا هیچی بارشون نیست..

به نظر شما علت این عدم مراجعه چیه؟ایا واقعا علت این عدم اعتماد خود دکترا هستن؟!!!! 

ما یه چیزیمونه یا اونا؟

بعدازکلاس دکترباقری، احساس پوچی شدیدی داشتم(البته حدود2 ترم هست که  این پوچی رو حس میکنم).داشتم با خودم فکرمیکردم که دیدم چندنفری ازاطرافیانمم همینجورن

همه داشتن به این فکرمیکردن که چرا ما اینجوریم؟چرا هرکس میاد نمیتونه مارو متنبه کنه؟

تودنیای تکنولوژی و پیشرفت ثانیه ای علم، چرا هرکس میگه تحقیق یا کار عملی ،از زیرش درمیریم؟

بنده خدا دکترتابنده گفت ارائه بدیم،هرکس کاری میکرد که خودش نره واسه ارائه که نکنه یه وقت یه سوتی بده و جلوبچه ها زشت شه، یکی میگفت اصلا نمیتونم جلو جمع حرف بزنم و ... خلاصه اینکه فقط مقاومت دکترتابنده باعث شد تااززیر ارائه ها در نریم

خانم اسکندری گفت امتحان عملی، هرچیزی رو بهونه کردیم تا اینجورنشه و بالاخره با هزار مکافات راضیشون کردیم!

این ترم هم که تا گفتن ایمنی امتحان عملی نداره، قند تو دلمون آب شد!

قطعا این سری اتفاقات تو بقیه ورودیا هم کم نیست

با تمام این وجود بازم مینالیم! کافی هست فقط یه بار اسم دکتر تابنده یا بقیه اساتیدو سرچ کنیم.ببینیم اونا هم تو این سن که بودن مدام نق میزدن و بهونه امکاناتو میگرفتن؟

واقعا تا کی خود من میخوام حسرت لحظه هایی رو بخورم که گذشت؟ تا کی میخوام تنبلی رو بندازم یا بندازیم گردن امکانات؟!

واقعا نمیدونم ما یه چیزیمونه یا اونا؟ما تافته جدا بافته هستیم یا اونا خیلی محکم و بااراده بودن؟

 

 

چرا پزشكي؟؟

دوره ي ابتدايي ، موضوع انشامون وقتي ميشد : در آينده ميخواهيد چكاره شويد، اكثر بچه ها مي نوشتند مي خوايم پزشك شيم.........

يه بار هم يادمه براي اينكه از دست معلممون نمره ي 20 بگيرم،دروغكي نوشتم ميخوام معلم بشم.بعد توي اون انشا كلي از سجاياي اخلاقي معلم وقتمون تعريف كردم و ابراز كردم الگو و انگيزه ي من جهت گزينش اين شغل شريف همين آقاي معلم خوش اخلاق و مهربونه. معلم خوشحالمم كه مثل اين استاده بود اسمش چي بود همون كه سيبيلش خوشكل بود اسمش!! اسمش يادم رفت گفت :ما همكاريم هواتو دارم امتحان پايان سال بود 20 شدم (حقم بود)

گذشتو ما توي يك مارتون سنگين پزشكي كازرون قبول شديم يادش بخير روز هاي اول دكتر ابراهيم پور با توصيف هايي كه از پزشكي كردند همه ي بچه ها عاشق پزشكي شدن!!ولي نمي دونم چرا يكي از بچه ها مدام دنبال جايي كه انصراف مي دادند مي گشت!

براي خودم جالبه كه دوستايي كه در انتخاب رشته كنكوريشون پزشكي مي زنند جه ديدگاهي نسبت به اين رشته دارن؟

ديدم حتي بعضي از بچه هاي تجربي هر سه رشته پزشكي وداروسازي و دندون پزشكي رو انتخاب مي كنند ودر واقع خيلي تفاوتي بين اين رشته ها قائل نيستن.

ديد بعضي ها هم نسبت به پزشكي جالبه :

پزشكي كلاس داره پول داره...

دوست داریم کچل شيم اخه مي گن اونايي كه كچل مي شن وضعشون خوب ميشه البته قبلش خسيس مي شن

.طرفدار این شعر " زگهواره تا گور دانش بجوی!" هستیم.

از دیدن خون و چرک و میکروب و انگل و درد و بیماری و مرگ و میر خوشممون می آید

دست خطمون رو کسی نمی تونه بخونه(البته منم اين استعدادو دارم)

دوست داريم چشمهایمان را در راه خواندن متون علمی و کتابهای قطورtext از دست بدهیم

بدون استرس نمی تونيم زندگی کنیم!بعبارتی از زندگی بی دغدغه و همراه با آرامش بدمان می آید

اما حقيقتي كه هست كه يك سوم بچه هاي پزشكي واقعا نمي دونند براي چي اين رشته رو انتخاب مي كنند

راستي اين مطلب رو داشت يادم مي رفت..

در هر شغلي كه در جامعه هست هم افراد خوبه وهم افراد بد و هميشه مي گم نه

فقط در مورد پزشكا بلكه در مورد كل افراد در هر شغلي كه هستند هيچ وقت

چون يكي از افراد شاغل تو اون كار به ما بدي كرد يا حقي از ما تضييع كرد اون رو به حساب همه افراد در اون كار نذاريم.

پيش صاحبنظران دردودوا هردو يكي ست      چشم بيمار ولب روح فزا هردو يكي ست

پيش ما سايه ديوار وهما هردو يكي ست        خاك وزردر نظر همت ما هردو يكي ست

 

كلام اخر : دوست دارم بچه ها بيان ونظر بدن كه چرا اومدن پزشكي؟؟

از انتخابتون راضي هستيد؟؟