سلام میخواستم پست امروزمو در مورد قانون پزشکی بنویسم ولی راستشو بخواین ،مطالبی رو که دیدم خیلی حقوقی نوشته بودن!!!چیزی ازش متوجه نشدم که واستون بنویسم
خب شاید موضوعی را که انتخاب کردم رو بگین بیخیال این اول سالی چه موضوعی انتخاب کردی ؟؟؟!!! ولی به نظر من بهترین زمان برای این موضوع همین الانه که...
فک میکنین ما واسه چی بدنیا اومدیم ؟آیا فقط به خاطر این که بیاییم تو این دنیا و زندگی کنیم و بعدشم سرو بذاریم و...؟؟؟
حالا ما هر کدوممون با یه هدفی اومدیم تو این رشته که:
یا پولدار بشیم !!!
یا معروف بشیم!!!
یا هم آخرتی واسه خودمون دستوپا کنیم!!!
خوب یه جورایی موضوع منم بی ربط با سومی نیس...
چقدر به مرگ فکر میکنین ؟؟؟ نشنیدم چقد؟؟؟
آیا به این فکر کردین زبونم لال!!! اگه خدایی نکررررررررده آقا عزرائیل بیاد سراغمون چی داریم که با خودمون ببریم، تو زندگیمون چقد به درد اینو اون خوردیم؟؟؟ به قول بچههای بالا چقد عمل صالح داریم؟؟؟
تا حالا به این فک کردین که یه سال دیگه هم تموم شد، چقد تو اون سال واسه آخرتمون جمع کردیم ؟؟؟
جلسه آخر آناتومی اندام (پارسال) یادتون هست (همون قضیه common carotidآقا!!!) وقتی ما نتونیم ... پس خیلی...( دوستان به دلیل مسائل امنیتی از واضح نوشتن معذوریم).
اصلا آیا این درسته که میگن همیشه باید به فکر مرگ باشیم ؟؟؟!!!
یه سوال دیگه: چرا بعضیا باید این همه زجر و عذاب بکشن بعد دار فانی رو وداع بگن ؟؟؟ ولی بعضی دیگه بدون هیچ گونه زجرو سختی به دیار باقی میشتابند؟؟؟
حالا این خوبه که ما(پزشکان(کور خوندین هنوز....))میتونیم مرگ یکی رو بدنبال بیندازیم ،یا اصلا آیا ما این کارو میکنیم ؟؟؟ یا نه هر موقع که موعد مرگش برسه خود طرف انا لله میگه و....
حالا میگم دلیلی که این موضوع را الان مطرح کردم اینه که این اول سالی حواسمون به کارامون ،به اعمالمون ، به رفتارمون باشه!!!
به دنبال خدا نگرد خدا در بیابان های خالی از انسان نیست
خدادر جاده های تنهای بی انتها نیست
به دنبالش نگرد
خدا در نگاه منتظر کسی است که به دنبال خبری از توست
خدا در قلبی است که برای تو میتپد
خدا در لبخندی است که با نگاه مهربان تو جانی دوباره میگیرد
خدا آن جاست
در جمع عزیزترینهایت
خدا در دستی است که به یاری میگیری
در قلبی است که شاد میکنی
در لبخندی است که به لب مینشانی
خدا در بتکده و مسجد نیست
گشتنت زمان را هدر میدهد
خدا در عطر خوش نان است(این یکی مال قبل ار یارانهها هست)
خدا در جشن و سروری است که به پا میکنی
خدا را در کوچه پس کوچههای درویشی و دور از انسان ها جست وجو نکن
خدا آنجا نیست
او جایی است که همه شادند و جایی است که قلب شکسته ای نمانده
در نگاه عاشقانه زنی است به همسرش
باید از فرصت های کوتاه زندگی جاودانگی را جست
زندگی چالشی بزرگ است
فرصت یکه ویکتای زندگی را نباید صرف چیزهای کم بها کرد
چیزهای اندک که مرگ آنها را از ما میگیرد
زندگی را باید صرف اموری کرد که مرگ نمیتوتند آنها را از ما بگیرد
زندگی کاروان سرایی است که شب هنگام در آن اتراق میکنیم
وسپیده دمان از آن بیرون میرویم
فقط چیزایی اهمیت دارند
چیزهایی که وقت کوچ ما از خانه بدن با ما همراه باشند
همچون معرفت بر الله و به خود آیی
دنیا چیزی نیست که آن را واگذاریم
دنیا چیزی است که باید آن را برداریم و با خود همراه کنیم
سالکان حقیقی میدانند که همه آن زندگی با شکوه هدیهای از طرف خداوند و بهره خود را از دنیا فراموش نمیکنند
کسانی که از دنیا روی برمیگردانند نگاهی تیره و یأس آلود دارند
آنها دشمن زندگی و شادمانیاند
خداوند زندگی را به مانبخشیده است تا از آن روی برگردانیم
سرانجام خداوند از من و تو خواهد پرسید:آیا«زندگی» را «زندگی کردهای»؟؟؟
عزیز من مرگ نیز پارهای از این زندگی با شکوه است.
حتی مرگ را نیز باید جشن گرفت.
مرگ،قله زندگی ست.
اگر زندگی را تمامی زیسته باشی،آنگاه ،زیستن تو ، رستن تو و مرگ تو، نیز پرواز توست.