خاطرات مقطع علوم پایه
الان حدود دو سال ونیم هست که ما در مقطع علوم پایه هستیم وچون سال دیگه ان شاالله همگی میریم فیزیوپات و یه مقدار رابطه هامون کمتر میشه گفتم یه پست درمورد خاطرات این پنج ترم بذارم،هرکس هرخاطره ای که به ذهنش میاد چه خوب وچه بد بگه حتی اگه تکه کلام اساتید وبچه ها که جالب بوده هم بگین،تازه لازم نیست حتما مربوط به دانشگاه باشه میتونه در رابطه با شهر کازرون،مردمان دست ودل بازشون
!!!!!!!!!!مکان های دیدنی وگردشگری کازرون و....![]()
خود من خاطره های زیادی دارم مثلا:
*روزی که کلاس فیزیولوژی با دکتر مختاری داشتیم من همیشه خواب بودم
یا اصلا نمیتونستم به حرفاشون گوش بدم،یه بار آقای مزارعی باهاش بحثش شد که من از خواب پریدم وتا آخرکلاس به حرفاش گوش دادم.
*جرو بحث های مدبر وبلاگ با خانم رفایی واقعا دیدنی بود ویه استراحت خیلی خوب واسه ما بود.![]()
![]()
*یادتون هست استاد فیزیولوژی 2که فارغ التحصیل ازدانشگاه هاروارد بودن چه قدر زیبا درس میدادن و چه قدر روکلاس تسلط داشتن که فقط صدای پوست لواشک تو کلاس بودتعجب وخنده ومن شیفته تکه کلامشون بودم که میگفتن درسته ![]()
![]()
*یه خاطره بسیار جالب که متاسفانه من نبودم
چون طبق معمول جزوه نوشته بودم میخواستم کپی کنم این بود که یه آدم باحال اومده بود پلاکاردی تحت عنوان ماکس شدن آقای ....(مدیر مبلاگ گفتن اسم نبریم)زده بود به تابلو دانشکده پزشکی واحد کازرون،من که نبودم اما فیلم وعکسایی که بچه ها گرفته بودن جالب بود ![]()
*یکی هم در مورددست ودل بازی مردم کازرون بگم،ما هر از گاهی با دوستانمون که میریم بیرون یه ترشی فروشی هست که آدم نمیتونه نخوره وقتی ازشون میخوایم که میشه امتحان کنیم،اونا هم میگن هرچی دوست دارید بخورید
ودر آخر هم ترشی میخریم ومیایم.
اگه بخوام همه روبگم دیگه واسه شماچیزی نمیمونه که بخواین بگین پس دیگه بقیه رو میذارم واسه خودتون که بگین.