يادش بخير چقدر زود گذشت چه روزهايي(البته روز كه چه عرض كنم بايد بگم چه شب هايي) كه نخوابيديم نشستيم خونديم تا يه نمره اي بگيريم و شر اون درسها رو از سرمون كم كنيم تا حالا كه رسيديم به ترم(يا همون خان)پنجم؛كه شرح اين ترمو توي شعر زير براتون نوشتم....

الا ياايها الساقي//بكن شر اين يه ترم باقي

بگويم دعايم را خدايا با تو//اميد است شوم پاس دردرس پاتو

كنم آستان تورا هر روز ماچ//گر شوم قبول در انگل و قارچ

دو چشمم باشد به لطف دكتر ابرام//بگيرم ۱۰؛۱۲از آناتومي اندام

دگر درسم بود دراين ترم ورزش//ندارد در علوم پايه هيچ ارزش

چگونه دل كنم از شهرم كازيلند//بگيرم خانه اي طرفاي خيابون زند

بگفتم اين را با تو اي دانشجوي بهمن//نباشي تو هم از ترم۵ ايمن

((جوادا))گوش كن به نواي دل//نكن درسها رو تا شب امتحان ول

((شيخ الدكترين محمد جوادالدين منصف كازروني))